داستان مادر دروغگوداستان مادر دروغگو

مادر پسر هشت ساله‌اي فوت كرد و پدرش با زن ديگري ازدواج كرد. يك روز پدرش از او پرسيد: «پسرم به نظرت فرق بين مادر اولي و مادر جديد چيست؟»
پسر با معصوميت جواب داد: «مادر اولي‌ام دروغگو بود اما مادر جديدم راستگو است.»
پدر با تعجب پرسيد: «چطور؟» 
 


براي ديدن ادامه داستان مادر دروغگو اينجا را كليك كنيد



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | ۲۴ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۰۱:۱۷:۰۰ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

داستان پدر و خواستگارانداستان پدر و خواستگاران، پدر و خواستگاران، داستان كوتاه پدر و خواستگاران، داستانك پدر و خواستگاران، داستان جذاب پدر و خواستگاران، داستان زيبا پدر و خواستگاران، داستان مفيد پدر و خواستگاران، داستان واقعي پدر و خواستگاران، داستان جالب پدر و خواستگاران، داستان خواندني پدر و خواستگاران
پسري با اخلاق و نيك سيرت اما فقير به خواستگاري دختري رفت. پدر دختر گفت: «تو فقيري و دخترم طاقت رنج و سختي ندارد پس من به تو دختر نمي‌دهم.»
پسري پول‌دار اما بدكردار به خواستگاري همان دختر مي‌رود. پدر دختر با ازدواج موافقت مي‌كند و در مورد اخلاق پسر مي‌گويد: «انشاءالله خدا او را هدايت مي‌كند.»  


براي ديدن ادامه داستان پدر و خواستگاران اينجا را كليك كنيد



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | ۲۴ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۰۱:۰۸:۰۴ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

داستان موفقيت شركت زيمنس


داستان موفقيت شركت زيمنس

ورنر وان زيمنس در سال ۱۸۴۷ و با طراحي يك دستگاه تلگراف ابتدايي شركت زيمنس را پايه‌گذاري كرد. او كه در دوران جواني به علت فقر خانواده از ادامه تحصيل در دانشگاه محروم شده و به ناچار به ارتش آلمان پيوسته بود در همان دوران تحصيل در ارتش توانست هوش سرشاري را در زمينه مهندسي به نمايش گذارد و در سال ۱۸۴۲ اولين اختراع خود را به ثبت رساند.

تنها به فاصله يك سال از تاسيس شركت زيمنس، اين شركت قراردادي را براي نصب خطوط تلفن بين برلين و فرانكفورت با دولت امضا كرد. زيمنس توانست با موفقيت و در زمان مقرر از عهده انجام تعهدات خود برآيد. اجراي اين پروژه براي شركت تازه پاي زيمنس موفقيت بزرگي محسوب مي‌شد، اما عدم توانايي شركت در به دست آوردن پروژه‌هاي دولتي بيشتر، اين شركت را در اوايل دهه۱۸۵۰ دچار بحران كرد.
آنچه براي رهايي از اين بحران به كمك شركت زيمنس آمد عقد قراردادهاي خارجي بود. در ۱۸۵۳ زيمنس قراردادي براي نصب شبكه تلگراف در روسيه منعقد كرد. اين شبكه عظيم فاصله ۱۰٫۰۰۰ كيلومتري فنلاند تا كرايمي ‌(يكي از جمهوري‌هاي خودمختار اوكراين امروز) را پوشش مي‌داد. قرارداد زيمنس با دولت روسيه تامين خدمات نگهداري شبكه تلگراف را نيز در برمي‌گرفت.
به اين ترتيب بود كه زيمنس اولين شعبه خارجي خود را در ۱۸۵۵ و در سن پترزبورگ بنا كرد. مديريت اين بخش از كار را، كارل برادر ورنر بر عهده داشت. ديگر برادر ورنر يعني ويلهم نيز در ۱۸۵۸ شعبه ديگر شركت را در بريتانيا تاسيس كرد. 


براي ديدن ادامه داستان موفقيت شركت زيمنس اينجا را كليك كنيد

ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | ۲۴ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۰۱:۰۰:۲۸ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

داستان زن نازاداستان زن نازا

گويند زني زيبا و پاك سرشت به نزد حضرت موسي عليه‌السلام، كليم‌الله، آمد و به او گفت: «اي پيامبر خدا، براي من دعا كن و از خداوند بخواه كه به من فرزندي صالح عطا كند تا قلبم را شاد كند.»
حضرت موسي عليه‌السلام دعا كرد كه خداوند به او فرزندي عطا كند. پس ندا آمد: «اي موسي، من او را عقيم و نازا آفريدم.»
حضرت موسي عليه‌السلام به زن گفت: «پروردگار مي‌فرمايند كه تو را نازا آفريده است.»
پس زن رفت و بعد از يك سال بازگشت و گفت: «اي نبي خدا، براي من نزد پروردگار دعا كن تا به من فرزندي صالح عطا كند.»
بار ديگر حضرت موسي دعا كرد كه خداوند به او فرزندي ببخشد. دوباره ندا آمد: «من او را عقيم و نازا بيافريدم.»
موسي به زن گفت: «خداوند عزوجل مي‌فرمايد تو را نازا بيافريده.»
بعد از يك سال، حضرت موسي همان زن را ديد در حالي كه فرزندي در آغوش داشت.

 
براي ديدن ادامه داستان زن نازا اينجا را كليك كنيد



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود | ۲۴ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۵۱:۵۵ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

بزرگ ترین مرجع قالب وبلاگ طراحی سایت سیستم مدیریت آگهی